کار های تحقیقی علی رضایی

کبوتر طوقدار

کبوتر طوقدار

 

 

 

آورده اند که در ناحیت کشمیر ، متصیّدی خوش و مرغزاری نزه بود که از عکس ریاحین او . پر زاغ چون دُم طاووس نمودی و در پیش جمال او ، دم طاووس به پر زاغ مانستی .

 

درفشان لاله دروی چون چراغی              ولیک از دور برجانش داغی

شقایق بر یکی پای ایستاده                       چو برشاخ زمرّد جام باده

 

ودروی شکاری بسیار و اختلاف صیادان آن جا متواتر. زاغی در حوالی آن ، بر درختی بزرگ گشن خانه داشت . نشسته بود و چپ و راست می نگریست ناگاه صیادی بد حالِ خشن جامه ، جالی برگردن و عصایی در دست ، روی بدان درخت نهاد بترسید و با خود گفت : این مرد را کاری افتاد که می آید و نتوان دانست که قصد من دارد یا از آنِ کس دیگر . من باری ، جای نگه دارم و می نگرم تا چه کند.

 

صیّاد پیش باز آمد و جال باز کشید و حبّه بیداخت و در کمین نشست . ساعتی ببود . قومی کبوتران برسیدند و سرایشان کبوتری بود که او را مطوقّه گفتندی و در طاعت و مطاوعت او روزگار گذاشتندی. چندان دانه بدیدند ، غافل وار فرود آمدند و جمله در دام افتادند و صیاد شادمان گشت و گرازان به تگ ایستاد تا ایشان را در ضبط آرد و کبوتران اضطرابی می کردند و هر یک خود را می کوشید. مطوّقه گفت : جای مجادله نیست ، چنان باید که همگنان استخلاص یاران را مهم تر از تخلصّ خود شناسند و حالی صواب آن باشد که جمله به طریق تعاون قوّتی کنید تا دام از جای برگیریم که رهایش ما در آن است.

کبوتران فرمان وی بکردند و دام برکندند و سرخویش گرفت و صیّاد در پی ایشان. بر آن امید که آخر در مانند و بیفتند و زاغ با خود اندیشید که بر اثر ایشان بردم و معلوم گردانم که فرجام کار ایشان چه باشد که من از مثل این واقعه ایمن نتوانم بود و از تجارب برای دفع حوادث سِلاح ها توان ساخت.

 

و مطوّقه چون بدید که صیاد در قفای ایشان است یاران را گفت : « این ستیزه روی ، در کار ما به جدّ است و تا از چشم او نا پیدا نشویم ، دل از ما بر نگیرد . طریق آن است که سوی آبادانی ها و درختستان ها رویم تا نظر او از ما منقطع گردد ، نومید و خایب باز گردد که در این نزدیکی موشی است از دوستان من ، او را بگویم تا این بندها ببُرد . » کبوتران اشارت او را امام ساختند و راه بتافتند و صیّاد بازگشت.

 

مطوّقه به مسکن موش رسید کبوتران را فرمود که : « فرود آیید »  فرمان او نگاه داشتند و جمله بنشستند و آن موش را زبرا نام بود ، با دَهای تمام و خِرد بسیار ، گرم و سرد روزگار دیده و خیرّ و شرّ احوال مشاهدت کرده و در آن مواضع ، از جهت گریزگاه روز حادثه صد سوراخ ساخته و هر یک را در دیگری راه گشاده و تیمار آن فراخور حکمت و برحسب مصلحت بداشته. مطوّقه آواز داد که : بیرون آی. زبرا پرسید که : کیست ؟

نام بگفت: بشناخت و به تعجیل بیرون آمد . چون او را در بند بلا بسته دید . زهِ آب از دیدگان بگشاد و بر رخسار جوی ها براند و گفت : ای دوست عزیز و رفیق موافق ! تو را در این رنج که افگند ؟ جواب داد که مرا قضای آسمانی در این ورطه کشید.

موش این بشنود و زود در بریدن بندها ایستاد که مطوّقه بدان بسته بود . گفت : نخست ، از آنِ یاران گشای . موش بدین سخن التفات ننمود . گفت : ای دوست ! ابتدا از بریدن بند اصحاب اولی تر.

گفت: این حدیث را مکرّر می کنی ، مگر تو را به نفس خویش حاجت نمی باشد و آن را برخود حقی نمی شناسی ؟ گفت : مرا بدین ملامت نباید که من ریاست این کبوتران تکفّل کرده ام و ایشان را از آن روی بر من حقی واجب شده است و چون ایشان حقوق مرا به طاعت و مناصحت بگزاردند و به معونت و مظاهرت ایشان از دست صیّاد بجستم ، مرا نیز از عهده ی لوازم ریاست بیرون باید آمد و مواجب سیادت را به ادا رسانید. و می ترسم که اگر از گشادن عقده های من آغاز کنی ملول شوی و بعضی از ایشان در بند بمانند و چون من بسته باشم اگر چه ملالت به کمال رسیده باشد اهمال جانب من جایز نشمری و از ضمیر بدان رخصت نیابی و نیز در هنگام بلا شرکت بوده است ، در وقت فراغ ، موافقت اولی تر و اِلاّ طاعنان مجال وقیعت یابند.

 

موش گفت : عادت اهل مکرمت این است و عقیدت ارباب مودّب بدین خصلت پسندیده و سیرت ستوده در موالات تو صافی تر گردد و ثقت دوستان به کرم عهد تو بیفزاید ، آن گاه به جدّ و رغبت ، بندهای ایشان تمام ببرید و مطوّقه و یارانش ، مطلق و ایمن بازگشتند.

 

 

   + رامین ; ٩:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٢٦
    پيام هاي ديگران ()

کنفرانس علمی - عبادت و آثار آن

 

؛عبادت و آثار آن؛ برای مشاهده ی تحقيق اينجا را کليک کنيد!

http://h1.ripway.com/iranmhr/Tahghegh-MHR-ARS.htm

 

عبادت به معنی عبودیت نیست،

 

 بلکه به معنی آزادی است.

 

تقدیر و تشکر 

با سپاس فراوان از اولیای مدرسه به خصوص استاد راهنما آقای آزادی که با یاری ها و کمک های او توانستیم به مرحله ی دوم کنفرانس های علمی راه پیدا کنیم.

پژوهندگان

   + رامین ; ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/٢
    پيام هاي ديگران ()

صنعت هوا فضای ژاپن

http://h1.ripway.com/iranmhr/Tahghegh-MHR-ALI2.htm

صنعت هوا فضای ژاپن -- برای مشاهده ی تحقيق اينجا را کليک کنيد!

با تشکر از استاد گرامی:  آقای ايمانی

علی رضايی -- پاييز ۸۴

 

 

   + رامین ; ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٩/٧
    پيام هاي ديگران ()